الشيخ رسول جعفريان

181

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

زمين مىنهاد و گرد آن طواف مىكرد ، همان گونه كه به طواف كعبه مىپرداخت ، اين عمل به دليل اعتقاد آنان به كعبه و حرم بوده است ، آنان كعبه را محترم مىشمرده و آيين حج و عمره به جاى مىآوردند . پس از آن رفته رفته اين عمل آنان به پرستش آنچه بدان علاقه داشتند منجر شده و آنها آيين سابق خود را فراموش كردند ، آنان دين ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام را دگرگون نمودند و بت پرست شدند . « 1 » ب : در روايات تاريخى به نكتهء ديگرى در اين زمينه اشاره شده و آن اين كه عمرو بن لحىّ عاملى براى بت پرست شدن مردم بوده است ، او از شامات بتى را به نام هبل به مكه آورد و مردم را دعوت به پرستش آن نمود . از اينجا بود كه كم كم بت پرستى گسترش يافت . « 2 » از پيامبر نيز نقل شده كه عمرو بن لحىّ نخستين كسى بوده كه دين عرب را تغيير داده است . « 3 » ج : گفته شده ، اساس بت پرستى ناشى از تنزيهى بوده كه علماى سلف براى خدا قايل شده‌اند . آنها خدا را از هر چيزى منزه مىكرده و به مردم نيز چنين مىآموختند ، زمانى كه ديدند مردم قائل به « تعطيل » شدند . براى آنان بتهايى قرار داده و به پرده پوشاندند و با سجود خود در مقابل آنها تعظيم كردند تا به واسطهء آنها از خدايى كه بر آنها غايب است ياد كنند . « 4 » نياز به گفتن ندارد كه اين دليل نمىبايستى مربوط به جاهليت باشد ، زيرا اين قبيل مباحث كلامى ، در ميان آنها مطرح نبوده است . د : يعقوبى در تحليل خود از بت پرستى و عامل آن مىگويد : بت پرستى از هنگامى آغاز شد كه وقتى يكى از مردم مىمرد ، اقوام او ، مجسمه‌اى از وى ساخته و به ياد او آن را محترم مىداشتند ، اخلاف آنها پس از سالها گمان كردند كه اينها خدايان آنها هستند ؛ « 5 » شاهد اين

--> ( 1 ) . اخبار مكه ، ج 1 ، ص 72 ؛ الاصنام ، ص 6 ؛ السيرة النبويه ، ج 1 ، ص 72 ، الروض الانف ، ج 1 ، ص 350 ؛ بلوغ الارب ، ج 2 ، صص 201 - 200 ؛ البداية و النهايه ، ج 2 ص 188 ؛ بهج الصباغه ، ج 4 ، ص 171 ؛ الميزان ، ج 3 ، ص 305 ( 2 ) . الأصنام ، ص 7 ، البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 187 ؛ يعقوبى ، ج 1 ، صص 254 و 229 ؛ المنمق ، ص 353 ؛ مروجالذهب ، ج 2 ، ص 29 ؛ السيرة الحلبيه ، ج 1 ، ص 12 و 10 ( 3 ) . استيعاب ، ج 1 ، ص 20 ، السيرة الحلبيه ، ج 1 ، ص 10 ؛ تاريخ ابن خلدون ، ج 2 ، ص 333 ؛ السيرة النبويه ، ج 1 ، ص 71 ( 4 ) . السيرة الحلبيه ، ج 1 ، ص 13 در توضيحى بايد اشاره كنيم كه تعطيل بدين معناست كه اصولًا هيچ ، صفتى را به خدا نسبت ندهند و اين قطعاً و نهايتاً به انكار خدا منتهى مىشود لذا آنها بتها را علامتى بر وجود خدا گرفتند . ( 5 ) . بهج الصباغه ، ج 2 ، ص 147